
هویت که یکی از بحثهای مرجع و پایهای در ارتباطات میانفرهنگی است، جایگاهی مناقشهآمیز دارد و در نظریههای بیشماری با تعریفهای متعدد مواجه شده است. شاید بتوان هویت فردی را برداشت نسبتا پایدار فرد از کیستی و چیستی خود، در ارتباط با افراد و سایر گروهها که از طریق تعاملات اجتماعی با دیگران در فرآیند اجتماعی شدن تکوین مییابند (جانسون، ۱۹۹۵) تعریف کرد. هویت درکی است که فرد از «خود فردی» و «خود جمعی»اش دارد. هویت فردی، مفهومی است که با دیگری (Others) شناخته میشود و بدون وجود دیگری بیمعناست. زیرا در ارتباط و تعامل با دیگری است که خود فرد شکل میگیرد و باز در جریان تعامل با دیگری است که فرد قادر به بازشناسایی خود میشود.
استوارت هال نیز هویت را منعکسکننده یک «من خاص» و یک «مای خاص» در چارچوب «بودنها» و «نبودنها» تعریف میکند. هال (۱۹۹۱) در مقالهاي تحت عنوان «محلي، جهاني: جهانيشدن و قوميت» بر بعد تمايز هويتي در مواجههاي محلي و جهاني تأكيد ميكند. او ميگويد: زماني كه به اطراف جهان ميرويد، وقتي متوجه ميشويد ديگران چه هستند، پس ميفهميد، آنها چه نيستند؛ در نتيجه اينكه شما چه هستيد، معنا پيدا ميكند. بنابراين هويت، دائما در يك چشمانداز نبودن، يعني مشابه نبودنها و اساسا يك نگاه منفي و يا سلبي معنا مييابد (عاملي، ۱۳۸۳).
عناصر اصلی هویت به ۴ دسته تقسیم میشود: ۱. استمرار، وجهی از هویت که تکرار میشود و ادامهدار است؛ ۲. تمایز، هویت از امری صحبت میکند که متمایزکننده است؛ ۳. عشق، تعلق به بخشی از هویت که آن را استمرار میدهد و متمایز میکند و ۴. برجستگیهای خاص، که تمایز هویتی را معنا میدهند.
جداافتادگاني با خوابهاي ناآرام

انسانی که یکی از این عناصر اصلی هویتیاش را از دست بدهد، مانند فردیست که در اغما فرو رفته؛ اغمایی بیبازگشت. فیلم Departed (جداافتاده) به کارگردانی مارتین اسکورسیزی، یکی از نمونههای بسیار مناسب برای فهم هویت، عناصر هویتبخشی و روابط پیچیده آنهاست. در این فیلم آسیب به عناصر هویت، بیهویتی و تلاش برای یافتن آن را به خوبی مشاهده میکنیم. پلیس ایالتی با نقشه دستاویز قرار دادن هویت نامحبوب بیلی کاستیگان (لئوناردو دی کاپریو)، او را با نام و هویت جعلی در نقش نفوذی و جاسوس وارد گروه تبهکاری میکند که مدتهاست به دنبال دستگیریشان هستند. بیلی برای به دست آوردن هویت اصلیاش تا مرگ هم پیش میرود. اما پس از دستگیری و گرفتار شدن تبهکاران ـ يعني زمانی كه موفق ميشود به خواسته پلیس دست یابد و هويتاش را پس بگيرد ـ تمام اطلاعات و هویت او توسط کالین سولیوان (مت دیمون) که نفوذی گروه تبهکاران در پلیس ایالتی بوده، در چشم به هم زدنی و کمتر از یک ثانیه از کامپیوتر مرکزی پلیس ایالتی ماساچوست حذف میشود. در واقع تضاد نقشهای بیلی و کالین و تنشهای هویتی آنهاست که محور اصلی فیلم قرار میگیرد و چیزی که این تنشها را تسکین میدهد، عشق به زنی روانشناس است تا این اختلالِ در استمرار را بهبود بخشد. اینجاست که به مفاهیم «خواب آرام» و «خواب ناآرام» هال ميرسيم. هویت، خوابی آرام بهوجود میآورد و آنجا که دچار چالش و تزلزل شود، فرد را به خوابی ناآرام فرو میبرد.
هویتهای مدرن

زمانی که بشر در یک محیط الکترونیکی زیست میکند، خصلتی دیگر مییابد و هویت فردیاش در تمامیت جمعی استحاله گشته و در آن ذوب میگردد. انسان جامع به «انسان جماعت» بدل میشود. ویژگیهای این «انسان جماعت» در این است که پدیدهای است محصول سرعت الکتریسیته و نه یک کمیت روانی معین. «مک لوهان»
با ورود تکنولوژی و رشد چشمگیر فنآوریهای ارتباطی و اطلاعاتی متونی زاده شدند که با رمزها و نشانههای هویتی گذشته افراد متفاوت بود و منجر به آشفتگی و بحران در هویتهای فرهنگیشان شد. فرد در جامعه در حال گذار، هویتی جدید پیدا کرد که اگرچه ریشه در سنتها داشت، اما به شدت نیز از زندگی جدید تأثیر پذیرفته بود. به قول استیونسن، سخن گفتن درباره فرهنگهای مدرن اخیر به معنای سخن گفتن از فرهنگهای رسانهای است. بنا بر استدلال وی، رسانهها چنان در زندگی روزمره عصر مدرن متأخر استوارند که به یکی از عناصر تفکیکناپذیر بافت فرهنگی مدرنیته اخیر تبدیل شدهاند. مسائل و مباحث مربوط به معرفت، ذوق و سلیقه و سبک زندگی که جزو خصوصیات معرف فرهنگ در مدرنیته اخیر هستند، بدون استثنا به دست افراد و از طریق مصرف متون و تصاویر رسانهها مفهومپردازی و عملیاتی میشوند (بنت، ۱۳۸۶: ۱۲۰).
رسانهها و مصرفگرایی در جامعه سرمایهداری، فضا و مجال بیشتری برای افراد گشوده است تا آگاهی و اطلاع «تأملی» بیشتر و بالاتری نسبت به خویشتن در مقام سوژههای اجتماعی کسب کنند. رسانهها و مصرف همچون مجراهایی عمل میکنند که منابع فرهنگی را در دسترس افراد قرار میدهند و به افراد اجازه میدهند به صورت خلاق به جرح و تعدیل و دخل و تصرف در ماهیت ساختارهایی مانند طبقه، جنسیت و نژاد بپردازند و بنابراین به پیدایش هویتهای جدید و تأملی میانجامند (بنت، ۱۳۸۶: ۸۸-۸۷).
فرد در دنیای مدرن با هویتی تفکیک شده روبهروست. در چنین دنیایی هویت به مفهومی مناقشهآمیز و دستخوش دگرگونیهای مدام، بدل شده است. به گمان استوارت هال، فرد مدرن هیچ هویت ثابت، ذاتی یا ماندگاری ندارد؛ هویت او بسیار سیال و نامتمرکز بوده و در ارتباط با ساختارها و نظامهای فرهنگی پیرامون، دائما تغییر شکل میدهد. وی معتقد است درون هر فرد مدرن، هویتهای متناقضی وجود دارد که در جهات متفاوت امتداد یافته و از سوژه پست مدرن، سوژهای با هویتهای ممکن و موقتی بیشمار ساختهاند. سوژهای که فقط به خاطر وجود «روایتی خودساخته از خود» تا حدودی احساس یکپارچگی هویتی میکند (هال. ۱۹۹۶).
هويت زنانه در دنياي آشفته مدرن

با ظهور موج دوم فمينيست و اعتقاد به تساوي حقوق زنان و مردان، حضور زنان در عرصه عمومي بيشتر شد. زناني كه خواهان آزادي و برابري بودند، تلاش ميكردند با ورود به حوزههايي مانند دانشگاه، محل كار و... به هويت خود وجههاي ديگر ببخشند و آنگونه شوند كه خود ميخواهند و نه سنت و دیگران. با اين حال با نگاهي به تصاوير پخش شده از رسانههاي ايران و بررسي آنها به خوبي متوجه موقعيتها و تفكرات مردسالارانه ميشويم. هال ريشه اين تفاوت را در قدرت ميبيند؛ قدرتي كه به طور يكطرفه اعمال فشار ميكند: قدرت غالب. قدرت غالب، موجب رمزگذاري پيام از طرف فرد صاحب قدرت ميشود و اين نوع رمزگذاري را كه به واسطه قدرت صورت ميگيرد، ميتوان قرائت ترجيحي از متن ناميد (راودراد، ۱۳۸۷: ۵). بازنمايي زنان در رسانهها در نقشهايي چون مادر و كدبانوي خانه است. زن خوب زني است كه تمام وقت خود را صرف خانواده و فرزندانش كند. در جديدترين تصاوير و سريالها ما شاهد رواج دو زني هستيم. اغلب زنهايي كه در چنين موقعيتي قرار ميگيرند، به راحتي زن دوم را ميپذيرند و از او استقبال نيز ميكنند. در چنين جامعهاي که زنان از يك طرف تمايل به استقلال دارند و از طرف ديگر به ناچار نقش مادرانه و همسرهاي سنتي را ميپذيرند، اغلب شاهد تضاد و چالشهای هويتي هستیم؛ به بیان دیگر عناصر هويتبخشي آنها در حال نوسان و آسيب خواهد بود. زنهايي که مدام دچار همان خواب ناآرامِ استوارت هال هستند که به سختي ميتوانند هويت خود را بيابند و یا به آن شكل دهند.
منابع:
- بنت، اندی (۱۳۸۶)، فرهنگ و زندگی روزمره. ترجمه لیلا جوافشانی و حسن چاوشیان. تهران: انتشارات اختران.
- راودراد، الف؛ منتظرقائم، ميم و سركاراتي، پ (۱۳۸۷)، تفسير زنان از بازنمايي هويت زنانه در تلويزيون، فصلنامه تحقيقات فرهنگي ايران، سال اول، شماره ۲.
- عاملي، سيد سعيدرضا (۱۳۸۳)، دو جهاني شدنها و آينده هويتهاي همزمان:
http://ameli-saied.com/farsi/index.php?op=articles&co=view&ARID=2
- جزوه درس ارتباطات بينفرهنگي، دكتر سعیدرضا عاملي، دوره فوق ليسانس دانشگاه تهران
- Johnson, Allen (1995), The Blackwell Dictionary of Sociology. Oxford: Blackwell.
- Hall, S (1996), “The Question of cultural identity in Hall and McGraw (eds.)”, Modernity and It’s Future. Cambridge: Polity.

